شی ايز نو انجل !

هر چه میخواهم به خودم بقبولانم که که زنها فرشته اند وبهشت زیر پای آنهاست نمی توانم که نمی توانم ...این مطلب را میخواستم همزمان با روز زن اینجا بگذارم اما صبر کردم تا این عید ساختگی تمام بشودتا حداقل به آزادی بیان وعقیده احترامی گذاشته باشم .

چند ماه پیش کاریکاتوری را کار کرده بودم به نام زنها موحودات عاقلی که عاشق نمی شوند شاید آن زمان به این اندازه به این جمله اعتقاد نداشتم اما هر روز که از عمرم میگذرد و با آدمهای جدیدی بر خورد میکنم به آن جمله وخودم ایمان بیشتری پیدا میکنم و این باور که زنان نمیتوانند عاشق باشند  در من قوی تر می شود .  

با یک حساب سر انگشتی این فرضیه را برایتان ثابت میکنم و اگر با منطقتان جور در نیامد آن وقت حق را به شما میدهم  ...فرض کنید پسر ودختری که با هم آشنا میشوند و هر دو عاشق هم فکر میکنند که عشق آنها پاک ترین  و مقدس ترین عشق تاریخ بوده وهست چند وقتی که میگذرد دختر چون عاقلتر است ( یادمان باشد عاشق بودن وعاقل بودم مثل عسل و خربزه هستند که اگر دوتایش یکجا استعمال شود عاقبت بخیر نمی شوید  !!) و زودتر به بلوغ(!) رسیده است و حالا تجربه هم دارد ! پسرک را به هر دلیلی رها میکند و میرود ! دلالیل خودش را هم دارد که اکثرا منطقی هم هستند ! یا مشکل خانوادگی است یا اینکه  چشم وگوشش باز شده و فهمیده که پسرک آن پرنس سوار بر اسب نیست که باید باشد ! ( دانشگاه ، آن هم در یک شهر دیگر ، حق به سزایی در باز شدن چشم دارد !!)

اگر از همه اینها هم بگذریم و یک زندگی ایده آل و رمانتیک را برای این دو تصور کنیم باید منتظر بمانید تا مقدمات ازدواج فراهم بشود ، آن وقت است که نقابها می افتد و چهره ها ی اصلی رخ می نماید !! دختری که تا به حال فقط عاشق بود و دفتر شعری داشت و نامه های عاشقانه برای نامزدش می نوشت و اشعار فروغ فرخزاد را ضمیمه نامه اش میکرد وقت حاجت که میرسد به یکباره از حالت عاشق به حالت عاقل در آمده و رویاهای مرد را به کابوس تبدیل میکند .

خدائی اش این را دیگر نمی توانید زیرش بزنید !  کدامیک از شما بانوان عزیز که ازدواج فرمودید وقت خرید سرویس طلایتان کوتاه آمدید ؟ کدامیک از شما شوهر بیچاره تان را کچل نکردید که حتما باید مراسم عروسی در فلان تالار وفلان هتل و فلان قبرستان برگزار شود ! خدائیش صادقانه به خودتان رجوع کنید چند بار از مراسم فلان فامیلتان برای شوهرتان گفتید وگفتید و چوبش را به سر آن فلک زده زدید تا مرد بیچاره از خواب گران خیزد و بفمد که زندگی رویای شیرین  نیست و از این پس باید با کابوس واقعیت زندگی کند ؟ چند بار پدر ومادرتان ، مرد بیچاره را وقت خرید عروسی تنها و غریب گیر آوردند و لیچار ومتلک بارش کردند تا به این موجود پوست کلفت در حال انقراض بفهمانند که دخترشان را از سر راه نیاوردند و میخواهند بهترین ها را برای دخترشان تهیه کند !؟ کدامیک از شما در طول مراسم ازدواج و در کل جشن عروسی از ته دل شاد بودید و خنده های مصنوعی نداشتید ؟ در طول مراسم کدامیک از شما راحت نشستید و لبخند زدید به جای اینکه به شوهرتان پشت سر هم رفتار مادر و خواهرش را تذکر بدهید ؟

اگر یکی از موارد بالا شامل حال شما بشود باید بگویم که خواهر من شما فرشته نیستید و ریحانه هم نیستید و  بهشت هم زیر هیج کجای شما نیست ! شما یک انسان عاقل هستید که هرگز عاشق نمی شوید ، شما منطقی هستید و عشق هیچ رابطه ای  با منطق ندارد

(البته باید اعتراف کنم که اگر این رفتار شما نباشد دنیای اقتصاد و سیاست  و خیلی چیزهای دیگر از جمله جنگ !!  دچار رکود می شود ! شما باعث می شوید آقایان دیگر پسر خوبی باشند و سربزیر وسر سپرده به فکر این باشند که چرخ این زندگی را تندتر وتندتر به نفع شما بچرخانند ..)

چرا کمی به خودتان نمی آیید ؟ چرا نمی خواهید قبول کنید اکثر مشکلات خانوادگی و دعواهای زن و شوهری فقط به خاطر شما ست ؟ اگر از خیانت شوهرتان صحبت میکنید چرا این را هم نمی گوئید که مرد بد نامرد شما با یک زن دیگر رابطه داشته ..و پای یک زن دیگری در میان بوده ؟خدا وکیلی من خودم کمتر شنیدم مردی با یک مرد دیگر روابط نامشروع داشته باشد !!

چرا قبول نمیکنید که کنایه های زهر آلود هر روز شما و بی عار خواندن مردتان مثل خوره روح شوهرتان را می خورد و خراشد ؟! چرا فکر نمی کنید که بعضی مردها با بعضی دیگر از همنژادهایشان فرق دارند !! در این دوره و زمانه که دوغ و نوشابه هم خانواده دارند !! چطور خانواده یک مرد را که بیشتر عمرش با آنها بوده مورد عنایت الفاظ غیر بهداشتی تان قرار میدهید ؟!

بله مادر ، خواهر و دوست من ! تو فرشته نیستی ولی اگر وقتش برسد دست هر چه شیطان را هم از پشت بسته و شکسته ای !

بار ها شده فیلمی عاشقانه را تماشا میکنیم و غرق فیلم می شوم اما به یکباره به خودم می آیم  و میگوییم همه اش بلوف است و خالی بندی ! فیلم یا با رسیدن یا با نرسیدن  دو عاشق به همدیگر تمام می شود و ما دیگر بقیه اش را نمی بینیم اما می خواهی بدانی بعدش چه می شود ؟ ساده است به زندگی دختر خاله یا پسر عمو یا  همسایه ات یک نگاهی بیانداز...دیدی ؟ یا هر شب دارند تو سر وکله هم میزنند یا آنقدر بد بخت و مفلوک هستند که فقط به فکر سیر کردن شکم خودشان و جور کردن اقساطشان هستند ...آن زندگی عاشقانه همه اش کشک است! ای کاش کشک باشد ، پشم است !! تاز ه اینها وقتی است که پسرک بیچاره از زیر بار خواستگاری و مراسم تحمیلی ازدواج جان سالم به در برده باشد ( این پسرکی که میگویم یکی هست مثل من و تو ، وگرنه حساب مرفهین بی درد جداست چون ایشان  عشق را هم با پول می خرند همانجور که همسرانشان را نقد خریده اند !)

فکر میکنم لازم نیست که توضیح بدهم که همه مثل هم نیستند و همه جا خوب و بد پیدا می شود و همین حرفهای همیشگی ...اما من تا به حال با این چشمهایم و همه گوشاهیام  ، این خانمهای خوب را نه از نزدیک دیده ام نه از دور شنیده ام!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

خیلی وقتها پیش آمده که برای خودم در رویا قهرمانانی می سازم که همگی مونث هستند ، با آنها به مسافرت می روم ، در تخت خواب می خوابم ، قدم میزنم ، حرف میزنم ، دستانشان را در دستم میگیرم و روی صورتم میکشم و سر آخر با آنها فرار میکنم ...

این زنها گاهی همین دور و بر خودم هستند و آشنا ...

اما همیشه در آخر داستان با خودم به این نتیجه میرسم که :

هیچ زنی لیاقت زندگی مشترک زیر یک سقف را ندارد !

همین

پ.ن : این هم یک سند معتبر !! ( به نقل از سایت پرشین کارتون )

/ 37 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی تجدد*

به گمگشته : ممنون از تو ...که فکر ميکنم منطقی تری ...

علی تجدد*

به لعبت درخشانی : چرا اتفاقا دفعه اولی که اين کارتون را کار کرده بودم جای فکرها برعکس بود...اما آن وقتها تجربه لازم را نداشتم ...!!

بلفی

قبل از ازدواج تنها فقط با مادرشوهر آینده م رفتیم آینه شمعدون خریدیم. به سلیقه اون و من هم پسندیدم. بعدش بازم با همون تنهایی رفتیم حلقه خریدیم. حتی مادرم هم نبود. خودم خواستم. من نه آرایشگرمو انتخاب کردم نه سرویس طلامو که اگه رسم و رسومات خانواده نبود حتی اون طلا رو هم نمیخواستم. مهریه ندارم. شیر بها ندارم. شوهرم رو هم کچل نکردم برایم چطوری عروسی بگیرد. روز عروسیم از اولین دقیقه تا آخرین لحظه اونقدر رقصیدم که انگار همش رویا بوده. به جرات میتونم بگم خودم مهریه نخواستم. به خاطر عشقی که به همسرم دارم همیشه به او و خانواده ش و نظراتشان احترام فراوان گذاشته ام. اینهایی که گفتی نمیگم وجود ندارن اما من فکر میکنم خیلی خیلی تند رفتی. قضاوت سطحی کردی. چند مورد در اطرافت دیدی و به همونا بسنده کردی و کل موجودیت زن رو زیر سوال بردی. من خودم با کمال اطمینان میتونم اکثر دوستایی که دارم دقیقن ضد حرفهای تو هستند. خیلی ها پا به پای مردشان حتی در بیشتر خرج مراسم عروسیشون سهیم بودن. در خونه خریدن در ماشین خریدن در تمام خرجهای زندگی. در ضمن زن بودن با زیبایی و میل به زیبا بودن و خودنمایی پیوند خورده. (ادامه در بالا)

بلفی

نمیشه این خصلتش رو متهم کرد. مرد بد نامرد وقتی با یک زن رابطه داشته، تقصیر بیشتر متوجه خودشه تا اون زن هرزه ای که باهاش ارتباط داره. این قضیه رو کتمان نمیکنم که شاید همسر قانونیش ارضاش نمیکنه. اما شاید در ۹۰ درصد موارد این از بوالهوسی و زیاده خواهی و خودخواهی و خود بینی مردان است که به یک زن بسنده نمیکنند و همسر شون رو که سالها بهشون بی برو برگشت وفادار بوده به یک زن بی ارزش از خود بدترشون میفروشند. چرا نمیایی بگی اون زن بیچاره ای که از درد شکم گرسنه فرزندانش شوهر خودش رو بی عار خطاب میکنه. همون شوهری که پولش رو یا دود هوا میکنه یا شاید خرج معشوقه ش؟ از شکم زن و فرزند میزنه و به خودش میرسه؟ چرا نمیگی زنهایی وجود دارند که خرج شوهرهای بی صفت معتادشون رو با کلفتی در خونه بقیه در میارن بی آنکه صداشو در بیارن؟

بلفی

علی جان در این مقوله هر چی بگم کم گفتم. فقط خواستم بهت گوشزد کنم لطفن در نوشتن چنین متنهای جنجال برنگیزی جانب احتیاط و کلی گویی و دست روی جنس گذاشتن رو رعایت کنی.

بلفی

گفتی عشق را با پول میخرند. اونی که اینکارو کرده خودشو گول زده. اون کارشون رو نمیشه اسمشو عشق گذاشت و یک معامله ست. چنین زندگیهایی دوام ندارند. دوست محترم اون زنی که تو فکر میکنی فقط لیاقت یه بغل خوابی و حرف زدن و مسافرت رفتن یک روزه رو داره، شخصیت داره. هیچ چیزی از تو کم نداره که هیچ شاید بیشترم داشته باشه. اگر اینطوره من میتونم با مدارک و منابع قویتر و مستند تر همین مطلبت رو در مورد مردها بنویسم و در آخرم بگم هیچ مردی لیاقت زندگی مشترک رو نداره. اما من معتقدم زن و مرد با هم تکمیل میشن. بدون هم هیچن. باید با هم باشن. نقوص همو کامل میکنند. حالا ممکنه یه جاهایی زنه کاملتر باشه یه جاهایی مرده. یک زن ایرانی جایزه نوبل میگیره. یک زن هم توی خرابه های جنوب شهر بهش تجاوز میشه و معتاد میشه و در فلاکت میمیره. مرد هم دقیقن همینه. یکی میره عضو ناسا میشه یکی هم به پست ترین صفات یک انسان تنزل پیدا میکنه و میره چند تا زن میگیره یا معتاد میشه و تجاوز میکنه و زن رو کتک میزنه و ...

جسم زنده

همه ی حرفات رو قبول می کنم اگه فقط کمی انصاف داشته باشم

مرضيه

سلام!! به نظر من زنی که بد باشد به همان اندازه که نوشتيد بد است و اتفاقا به نظرم بی عقل و نفهم است و عطش هوس بازی و یا جاه طلبی (برای تیغ زدن شوهر!) عقلش را زایل میکند اما زن خوب هم وجود دارد که ديگه از اون طرف خوبه! حالا اگه شما نديديد حتما مشکل جای ديگه ست... از خيلی از مرد ها در تقدير از زن ها چيزهايی شنيدم خيلی مرد ها رو ديدم که آرزوی داشتن دختر رو دارند و ... ولی خيلی هم زن ديدم با اين تفاسيری که کرديد اين از ويژگيهای فطری و خلقت زن هست که مدام در حال جلب توجه است و تلاش ميکند برای ربودن دل ها!! در قرآن داریم ~به زن ها بگو مانند جاهلیت درصدد جلب توجه بر نیایند~ جاهلیت! جاهلیت! جاهلیت! این جهل است! نه عاقل بودن! من به شخصه فکر ميکنم زنی که بتونه اين ويژگي غريزی رو کنترل بکنه(مثل مرد که بايد اختيار غريزه ش رو داشته باشه) اونوقته که ميشه يک خانواده با تضمين خوشبختی تشکيل داد! راستی اين خيلی بده که شما ميگيد حرف من همونه و تغيير هم نميکنه! آخه چرا؟ ديگه اينکه شما زن داريد؟!

علی یوسفی

سلام علی جان . چطوری؟ آمدم حالت را بپرسم . خبری ازت نبود . خواهم آمد . خواهم خواند. خواهم دید . نظر خواهم داد . شاد باشی

م ر ی م

مرسی علی جان!