/ 19 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نام‌ها و نشانه‌ها

اي ساز من بساز كه من با تو رازها گفته‌ام از سر ناز اي ساز من بسوز كه من از درون سوخته‌ام به نياز

من

تو چه حالی داره هر دفه من آپ می کنم ميای نظر می دی و خودت آپ نمی کنی

سارا.ك.ب

شايد ساز بی نوا... غزلش رو که قراره ما بگيم. من و تو و خيلی ها مثل ما...

الهه

چه موسيقی آشنايی ببخشيد من قبلآ شما رو جايی نديدم؟

برنادت

منم دل تنگت بودم عزيزم...سلام...

الهه

حالا هرجا جاش زياد مهم نيست دنيا کوچيکتر ازين حرفاس نوکرتم

مرجان

آقا کجائين؟ کاريکاتور خونمون اومده پائين. جدی ميگم.

اسپايدرمرد

بزن آن پرده، اگرچند تو را سیم از این ساز گسسته بزن آن زخمه، اگرچند دراین کاسهٔ تنبورنمانده‌ست صدایی بزن آن زخمه بر آن سنگ بر آن چوب بر آن عشق که شاید بردم راه به جایی.. پرده دیگر مکن و زخمه به هنجار کهن زن لانهٔ جغد نگر، کاسهٔ آن بربط سغدی ز خموشی نغمه سر کن که جهان تشنهٔ آواز تو بینم چشمم آن روز مبیناد که خاموش درین ساز تو بینم نغمهٔ توست، بزن آنچه که ما زنده بدانیم اگر این پرده برافتد من و تو نیز نمانیم اگرچند بمانیم و بگوییم همانیم . . به خاطر این کارت چند بار تصنیف "ساز خاموش" شجریان رو گوش کردم..!

به روز شدگان

به روز شدگان: طرحی نو در دنیای وبلاگ نویسان ادبیات ایران محل تجمع تمام وبلاگ های جدی و حرفه ای ادبیات ایران

سعيد

يادمه گفته بودی که (غزل) تخلص شهيار قنبريه! ......خب حالا که ديگه مال تو شد.!